Every Thing Is Right

یه وبلاگ تفریحی...امیدوارم

 
قالب
نویسنده : پاییزه - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
 

گفتیم بذار سر عیدی یه قالب فضای سبز بذاریم برو بچز حال کنن..

 .....حال کردید؟؟!!.....


 
 
خوارزمی
نویسنده : پاییزه - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠
 

همی می خواهیم در جشنواره خوارزمی شرکت کنیماز خود راضی..همی کسی طرحی چیزی داشت به ما اطلاع دهد زیرا ما دیگر ثبت نام کرده ایم ونمی توانیم زیرش بزنیم .

دوستانی را که داشته وبه ما قول مساعدت وثبت نام کردن داده اند را از دست داده ایم یه وقت فکر نکنید که زیر قولشون زدن ها....اصلا........از خود راضی.......................خنثی..............خوب ......ناراحت..اخه......اره زدن زیر قولشوووووووووووووننننننننننگریه...حالا چی کنم رادر رو ندارم.....گریه

.

.ناراحت

.افسوسبه هر حال اگه طرحی چیزی داشتید به ما خبربدید........

 

              این پست تقدیم به گروه زیر درختی بی درخت و(ع-ا)


 
 
المپیاد!!!!!!
نویسنده : پاییزه - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠
 

خوب چون تقاضا زیاد بو د گفتم که یه خاطره بنویسم شاید بروبچز حال کنندخنده!!!!

.

.

.

.

خووووووب....یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود....

درگذشته های دور........

یه دفعه تو مدرسه فکر کردندما چیز بارمون(اخه نه که سطح نمرات بالا بود...... اخه چی کنیم دیگه دست خودمون نیست که...عینک)رفتیم حوزه امتحان یه مش بچه درس خون اونجا ریخته بوبعلاوه ی بعضی از دوستای قدیمی مون . اونا می گفتن:ما هدفمون انتخاب شدنه خیلی کتاب خوندیم گاج و ماج وقلم چی ومدادچیو...اینا  ...راستی شما  چی  ؟؟؟؟؟؟

ما می گفتیم :بله ماهم خیلی خوندیم!!(یه وقت فکر نکنین ما دروغ گفتیم ها..ها..)

ما دیدیم که بین اونا هیچی بلد نیستیم تصمیم گرفتیم هدفی برای خود برگزینیم ...

                          "ابمیوه وکیک"

بله هدف ما ابمیوه وکیک بود...دیدیم هدفم که داریم پس یه ذره توحیاط چرخیدم که بالاخره رفتیم سرجلسه و پیش ازمونارو دادن دستمون.

من:خوشمزه......اینا سوال ریاضی  اند؟؟؟

اون یکی:اینا غیر استاندارد ما نمی فهمیم....!!

همین جوری به پیش ازمونا نگا می کردیم هیچی نمی فهمیدیم تصمیم گرفتیم سعی کنیم حداقل 4تاشوحفظ کنیمو16تاشم تقلب کنیم... (اخه خیلی دیر به ما خبر دادن که باید بریم المپیادنتونستیم کار کنیم....)بعد امدن سوالات رو بهمون دادن اخه ماشانس داریم؟؟یه اهنگ (به قول س-ح میوزیک)گوش می کنیم تا سه هفته مغزمون اون اهنگومی خونه ولی حالا هر چی فکر می کنیم فرمولا رو یادمون نمی یاد ....

این یکی:اینا توپیش ازمون نبود!!!!

من:تعجبنه ...نه ...اینا سوالات ریاضی نیستند شما به ما دروغ می گید...ابله ها(باصدای بابا شاه.البته اینو نگفتم ها وگرنه بیرونم می نداختند.)

اون یکی:خانم این سوالا ماله پایه بالا تر نیست ؟؟؟!!

خانومه:نه مال خودتونه...

حالا همه چیزارو قاط زده بودیم سر جلسه باهم دعوا می کردیم

من:2+2میشه 11..

اون یکی:نه بابا این مال کلاس اوله2+2میشه 3..

ودر اخر...

                       

_8

_9

_25699844میییییییییششششششششه ه ه ه....

همون خانومه:اروم..اروم...چرا داد می زنید؟؟!!

ما گفتیم ببخشید...ما که درجریان نیستیم....

بعداز چند دقیقه دیدیم دارن میان از مون فیلم بگیرن تو تلوزیون پخش کنن ماهم فیافه بچه های سخت کوش روگرفتیم که مثلا سوالات سخته وما بلدیم حل کنیمعینک...

خانمومه همین جوری چپ چپ نگا می کرد که چی شده اینا ساکت شدن ....!!!!!!!

ما اینیم دیگه یه دفعه غافل گیر می کنیم .

نشستیم دیدیم نمی تونیم حل کنیم همش می گفتیم چرا ابمیوه وکیک نمی دن ماکه به خاطر المپیاد نیومدیم برا ابمیوه اومدیم...

تا ثانیه اخر به عشق ابمیوه وکیک واستادیم که دیگه با تیر پا بیرونمون کردن گفتن ما ابمیوه نمی دیمقهر برید خونتون ....

ما:گریه...نامردا...دلمونو شکوندید..برو حالشو ببر .بامن  نموندید..(ا..ا..ببخشید خط رو خط شد.)

ودر اخر امدیم بیرون مستقیم بردنمون سر کلاس ریاضی همش معلم حرف می زد ما نمی فهمیدیم ..همش حرف میزد مانمی فهمیدیم..خمیازه

تازه .....فرمولا یادمون امد....

ودراخراگه مقام می اوردیم به سیستم نظام اموزشی کشور شک می کردیم...

 به قول ع_ا ماسعی کردیم که مقام نیاریم تا راه رابرای جوانان دیگر در عرصه علم باز کنیم.

به قول اون یکی بچه ها ...زندگی پستی بلندی داره....ه..ه..ه..

نظر بدید ...نظر بدید..