خاطره

بابا دیگه خیلی اسرار کردید یه خاطره دیگه گذاشتم ایناها...

..

..

یادش بخیر یه روز تو مدرسه هابود فکر کنم اخرین روز مدرسه هابود..قراربود بچه ها عکس اردو روبریزن توفلش بیارن ما ببریم خونه بریزیم بیاریم.

تو مدرسه تیریپ گرفتیم که خانم  می خوایم بریم روز اخری بستنی بگیریم بلکه به بهانه بستنی بریم عکسا رو بریزیم فلش بچه مردموبیاریم حالا باهزار التماس وخواهش باقیافه حق به جانبااجازه داده پاشیم بریم  ما هم شادوشنگول فلشو از دوستمون گرفتیم امدیم خونه ....هورا

خوش حال...(به قول ن-ن)لالالالا...لالا..لالا...لالالالالا..لا.لالا..لا...(چشمباصدایه شنل قرمزی)

رسیدیم خونه:

حالا نیم ساعت زنگ درخونه رو می زنیم ..کسی جواب نمی دهمنتظر..یعنی ادم تو شلنگ شنا کنه اما اینجوری ضایع نشه....اخه بدبختیه ها...

رفتیم خونه اون یکی دوستم که امده بود باهم بریم بستنی بگیریم..گفتم خیط شدیم کسی خونه نبود بگیر اینو بریز تو کامپیوترتون...(البته ما ازاون دسته ادما نیستیم که بدون درجریان گذاشتن خانواده جایی می ره ...ها..ها..دیروزش با خانواده هماهنگ کرده بودیم ...اما دیگه بسوزه پدرمشغله که مانع هماهنگی ها میشه..افسوس)

حالا گفتیم الان دیر کردیم معاون گیر میده دست خالی هم نمی شه رفت بادوستم پریدیم 8بستنی گرفتیم حالا فکر کنید تو راه کی رو دیدیمسوال

          مامانمو...!!!!!کلافه

مامان:الان رفتم دم در مدرسه تون ...اینجا چی کار می کنی؟؟

گفتم: مامان مگه قرار نبودبمونی خونه من بیام....قضیه فلش اینا....؟؟

مامان:ا...یادم رفت...

من:  استرس....منتظر....مامان؟؟؟...حالا نیومدی اشکال نداره..چرا رفتی دم در مدرسه؟؟؟

گفت:دیگه یادم رفت بیا بریم خونه ...

گفتم:نه بابا به معاون گفتیم میریم بستنی می گیریم میایم باید بریم...

دیگه با 120سرعت سه تا خیابونو رد کردیم یه 10..20بارم نزدیک بود زیرمون کنن پریدیم تو مدرسه معاون جلو مون درامدر..

_ :مامانت امده بود دنبالت..من بهش گفتم  امده خونه...  خبر دادی که داری

میای مدرسهشیطان؟؟؟ها؟؟؟

ما:.......استرس......استرس.....(تودلمون:چه غلطی کردیم..وای...)

من:ب...ب...بله خانم گفتم ...

خانم:مطمئنی گفتی..گاوچران...؟؟؟؟

من :اره...100%..گفتم...

پاشد رفت ما بترس وبلرزامدیم تو کلاس

بروبچ گفتن:چی شد؟؟چرا مث گچ سفید شدید؟؟؟

ما:بلا از سرمون گذشتاوه .(به دلیل خوب بودن درسمان از صنایع اغراق دراین بخش  استفاده کردیم)

بعد همه عین قحطی زده های سومالی ریختن سر بستنی بعد که رفتن کنار دیدیم پلاستیک مونده با 5نفربدون بستنی.البته این چیزا تو گروه زیر درختی زیاده..ماکه عادت داریم. یه بار نشد ما چیپس یا پفیلا بگیریم بیشتر از یه مشت خودمون بخوریم ..حمله می کنن نصفشو می ریزن زمین نصفه دیگه اشومی بلعند...

حالا بعد از خوردن بستنی همه گوشی هارو دراوردن شروع کردیم به عکس  انداختن باهم .....یه دفعه معاون در رو باز کرد...

قیافه های ما :

3نفروسط باژست خارجی5نفرهم دورشو که دارن عکس میندازن.یکی ندونه فکر می کنه مدل 2012ورساچه استاز خود راضی که اینجوری قیافه گرفتن..خود سوژه عکسا هم فک کردن الان نیکل کیدمن اند عینکجلو بیگ بن وایستادن همه ریختن جلو شون ازشون عکس بگیرن.حالا غافل از این که پشت شون یه تخته سیاه کثیفه....خنده

همه همین جوری خشک شدن تو دلمون گفتیم الانه است که از دم همه رو بکشه

ولی فک می کنین چی شد

خیلی محترمانه گفت

_ بچه ها تا ساعت چند میمونید؟؟؟

ما:(تودلمون :بچه ها جدی نگیرید داره خودشو گرم می کنه ....خفه مون کنه)تا...تا..ساعت12 ...

_:خوبه ماهم 12میریم ...

بعد رفت ....

همه:

_ :رفت....؟

_ :.....تعجب.........تعجب......یعنی نفهمید؟؟؟

_ :نه...فهمید رفت چاقو بیاره...

من:بیخیال بیاین لحظات اخر بریم عکس بگیریم ...

تند تند رفتیم عکس گرفتیم  ساعت12ونیم شدمام پاشدیم رفتیم...معاونمونم مارو نکشت...

..

..قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید...

 

 

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
پرتال تبلت ایرانیان

پذیرش مدیر فعال برای انجمن http://www.forum.tabletir.com/showthread.php?tid=21 پرتال تبلت ایرانیان Tabletir - The Portal Tablet Iranian! www.Tabletir.com Admin@tabletir.com Ads@tabletir.com *************************************************** Tabletir: پرتال تبلت ايرانيان http://www.tabletir.com/ Forum: تالار گفتگو http://forum.tabletir.com/ News: اخبار http://www.tabletir.com/news.html Download: دانلود http://www.tabletir.com/downloads.html Tricks and hacks: ترفند و هک http://www.tabletir.com/tips-and-tricks.html contact Us: تماس با ما http://www.tabletir.com/tamas.html ADS: تبليغات ads@tabletir.com Submit: ارسال مطلب http://www.tabletir.com/component/user/register.html Free! Download Center www.tabletir.com.com

پریناز

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوب بود